|
نقد و بررسي
|

داريوش معمار-دوستان عزيزِ شاعر ونويسنده وعلاقه مند، پيش از هر چيز ممنونم كه دعوت مرا پذيرفتيد و به صفحه مجازي اسطبل آمديد. مدتي بود با خودم فكر مي كردم در اين اوضاع مطبوعات كه عملاً بنا به هزار و يك دليل حتي براي فردي مثل من( كه بيش از پانزده سال است فعال اين حوزه بوده ام )امکان معرفی وطرح نقد و نظر پیرامون كتابم به مخاطبان آن طور كه بايد فراهم نمی شود، چه مي توان كرد؟بگذريم از راه كار هاي متفاوتي كه پيش رويم بود و بنا به دلايلي از انجام آنها منصرف شدم، اما دست آخر باز هم مهمترين و بهترين امكان را همين صفحات وبلاگ ديدم و تعامل با دوستان عزيزي كه درفضاي مجازي فعال هستند، اين آزادي قرن ما مرا به اين نتيجه رساند كه با گشودن دريچه اي با عنوان آخرين مجموعه شعر اسطبل و قرار دادن نقد هاي نوشته شده در مورد آن طی سه ماه گذشته (و آنچه پس از اين نوشته مي شود) تلاش کنم امکانی جهت معرفی بهتر کتاب فراهم گردد.
اما چند خواهش از دوستان عزیز:نخست اينكه اگر به اين خانه آمديد حتماً در حد زماني كه داريد نقد ها را بخوانيد و نظرخود را در مورد مجموعه شعر اسطبل در بخش نظرات همين پست قرار دهيد.دوم اينكه لطف كنيد اگر از مخاطبان كتاب بوده ايد و نقدي يا يادداشت مستقلي در مورد آن نوشته ايد حتماً برايم ارسال كنيد تا در اين صفحه منتشر شود، اين موضوع را بايد يادآور شوم كه قطعاً بدون هيچ گونه دخل و تصرفي نقد هاي شما در اين جا منتشر خواهد شد.سوم اينكه براي كمك به رواج يافتن اين كار من از امروز تمام صفحت مشابه اي را كه در فضاي نت براي چنين كاري از سوي مولفان تاسيس شود لينك كرده در صفحات ديگر شخصي خود و رسانه ها به دوستانم معرفي مي كنم خواهش مي كنم شما نيز اينك كار را انجام دهيد

شعر جعلي و شاعرش عمري ندارند
منظور از شاعران برجسته،ظهور شاعراني با بيان و لحني نزديك اما تكرار نشدني و منحصر به فرد است، شاعراني كه زباني با قوام و انديشهاي پرمايه در كنار رنج انساني و درك عالي در شعرشان بارز است
مازيار نيستاني
تهران امروز
لینک خرید کتاب اسطبل
![]()
زبان ورزي حاصل شعر است؛
كساني كه شعر را مغلوبه اين رابطه كنند شاعر نيستند
منتشر شده در روزنامه فرهيختگان
آرش قلعه گلاب-حسين فاضلي ؛ اشاره: داریوش معمار تاکنون شش دفتر شعر منتشرکرده است. رصد آثار وي ازچاپ اولین مجموعه شعرش در سال 1380و بعد از گذشت یک دهه نشان می دهد که او نیزهمچون بیشتر هم نسلان خود زبان وپالایش آن در شعر را دستمایه اصلی شعر خود قرار داده است و در گریز از شعر ایدئولوژیك محورمسلط پیش از انقلاب تا اواخر دهه شصت شمسی ، نگاه و رویکردی کاملن متنوع (پلورال) به شعر داشته و در پسِ پشت شعر های زبان محورش ، معنا را در الزام و تمکین خاص به امری مطلق جستجو نمی کند و رسالت شعری اش را در بیان منویات و تعلقات عینی و ذهنی خود می جوید آن گونه که به جستجوی خود در شعرش می پردازد شاید که از رهگذر همین جستجو، فراغ و فراخی یابد برای دوام در هستی . گفت و گوی حاضر با داریوش معمار ماحصل واکاوی نگاه او به شعروهستی شعراوست.این بررسی شامل مروری بر سیر تحول زبانی و اندیشگی شش مجوعه شعر"بفهمی موهام هم موجی است"(1380) ،"جنازه مریم بنت سعید"(1383)،"عاشقانه های زنی که دوستش می دارم"(1384)، " مرگ در ساحل آمونیاک"(1386)،"پارو زدن درخاک"(1388)و"اسطبل"(1389)، می باشد.
![]()
-رضا حيراني؛داریوش معمار یکی از شاعرانیست که در سالهای اخیر توانسته نام خودش را به عنوان یک شاعر صاحبنام در ادبیات ایران تثبیت کند. بهانهی گفتوگوی ما با داریوش معمار انتشار مجموعهشعر اسطبل است که اوایل امسال توسط نشر چشمه منتشر شده است.
گفتگو با سايت هزار كتاب پيرامون مجموعه شعر اسطبل
شگردها شعر را نمیسازند
به عنوان شاعری که حضور جدیتان در اواخر دههی هفتاد آغاز شده، مجموعهشعر اسطبل چهقدر برگرفته از پیشنهادهاییست که تحت عنوان جریان شعر دههی هفتاد شناخته میشود؟
قبل از آنکه به پرسش شما پاسخی بدهم، باید یادآور شوم شعر دههی هفتاد، هشتاد و... چیزی جدای از کل شعر فارسی و تحولات یکصدسال گذشتهی آن با عنوان شعر نو نبوده و بیرون از این روند چیزی با این عنوانها وجود ندارد.
اگر بخواهم در رابطه با همین ادعا تقسیمبندی داشته باشم که نتیجهی آن روشنشدن نظرم در خصوص پرسش شما باشد میتوانم بگویم؛ یک شاخهی بزرگ از شعر نوی فارسی زیرِ تاثیر سه جریان عمدهی (جهانی) رمانتیسیم شخصی و اجتماعی، سمبولیسم، رئالیسم اجتماعی وحماسیست و شاخهی دیگر شعر نوی فارسی تحت تاثیر سوررئالیسم و مکاتب هنری دنبالهی آن است، نمایندگان مهم شاخهی اول همان چهرههای نامدار شعر نو فارسی مانند: نیما، نادرپور، شاملو، فروغ، اخوان، نصرت رحمانی، آتشی و... هستند و نمایندگان نامدار شاخهی دوم: هوشنگ ایرانی، سپهری، احمدرضا احمدی، رویایی، جلالی و... میباشند.
تا بمیرم جنگ زده ام
بگذار همين اول گفتگو تكليف يك مساله را مشخص كنيم! داريوش معمار شاعري است كه علايقش به شاعران دهه 70 نزديك است يا شاعران دهه 80!؟
فكر مي كنم شعرم در فرم خيال سازي، عمدتاً به رويكرد طيف هايي از شاعران موج نو نزديك است. در لحن و موسيقي، شعرم بنا به موقعيت هايي كه در آن قرار گرفته ام، ادامه شاعران نوپرداز حماسي- جامعه گراي شش دهه گذشته است. ضمن آنكه اعتقاد دارم شعر جوان دهه هفتاد(جريان هاي مختلف) بيشتر ماهيتي وابسته به فرايند تحولات صدساله شعر نو فارسي دارند، و عمدتاً يا زير تاثير موج نو از سپهري به بعد ، يا موج نو(به نسبت جريان هايي منتسب به شعر رمانتيك،سمبوليستي و رئاليستي آن روزگار)از تندركيا تا هوشنگ ايراني بوده، و در اين بين از آموز هاي شعري دهه چهل به خصوص روش هاي لحني وبياني چهره هاي شاخص آن سالها(مثلاً فروغ،شاملو،رحماني و...) بهره جسته است.اما در شرايط بحراني جامعه طي دهه هفتاد(به لحاظ دريافت نظريات جديد در حوزه زيبائي شناسي هنر و فلسفه هنر)اصرار بر بدعت گذاشتن به عنوان يك ارزش اخلاقي كه معرف جايگاه شاعر است، باعث شد شاعران جوان و حتا ميانسال در معرفي مايه هاي نوآوري خود به عمد دست به تحريف هايي غلو آميز در قالب معرفي جريان هايي كذايي بزنند، كه البته با انتشار تاريخ هاي تحليلي و كتاب هاي انتقادي كل نگر در خصوص تحولات شعر نو در اين سالها، ماهيت اين موضوع روشن خواهد شد، اما شاعران در دهه هشتاد وابستگي هايشان را صادقانه تر بروز داده اند، شاعران جوان و ميانسال در اين دوره رو راست تر ماهيت شعرشان را در نسبت با گذشته شعر فارسي تعريف كرده و توضيح داده اند، اگر چنين دركي را مبنا قرار دهيم، طبيعتاً من در اين موضوع(معرفي مايه هاي شعرم) بيشتر با روش هاي شاعران دهه هشتاد در معرفي خود مانوس مي باشم. (ادامه مطلب را بخوانید)
معرفي كتاب شعر اسطبل-نشر چشمه-
۱۳۹۰
كيان راد
(درج شده در سايت نشر چشمه)
مجموعه شعر اسطبل شامل سه دفتر از شعرهای سروده شده در سالهای ۸۷ و ۸۸ داریوش معمار است. دفتر اول این مجموعه شامل شعرهایی با لحن سهل و ممتنع، حاوی عاطفهای روشن است كه عمدتاً مضمونی عاشقانه و اجتماعی را در قالب بیان جزئیات زندگی مطرح ساخته، از مشخصههای دیگر این دفتر وجود طنزی گزنده در اندیشهی شعرها میباشد. شعر «رَنجور» نمونهای از شعرهای این مجموعه است.
به رنج بگو: عجب! / بردن تو چرا تمام نمیشود؟
به بهانه انتشار مجموعه شعر اسطبل/ داريوش معمار/ نشر چشمه/ ۱۳۹۰
اكبر اكسير
منتشر شده در روزنامه روزگار
*در جهاني كه هر چيز در آن پوست مي اندازدتا به روز شود ماندن در دقيقه ديروز مفهومي جز انجماد سنگ نخواهد داشت و اين كرامت زبان است كه واژه واژه پوست مي تركاند تا ارديبهشت را بر درخت جان تعبيري تازه داشته باشيم.طراوت رانفس بكشيم تازگي را با سادگي قافيه كنيم واز گلوي پرنده و آب و درخت جاري شويم تاهندسه ي حيات جاني تازه بيابد و شعر صداي هر ضلع و زاويه گردد در توطئه مداوم اشياء

نگاهی به مجموعه شعر «اسطبل»
سرودهی داریوش معمار
مجتبا پورمحسن
منتشر شده در روزنامه فرهیختگان
مجموعه شعر «اسطبل» شامل سه دفتر شعر است که شعرهای هر دفتر از غرابتی برخوردارند که در عرض یکدیگر قرار گرفتهاند و همدیگر را تکرار میکنند. این یکی از حُسنهای مجموعه شعر جدید داریوش معمار است که اگر هر دو شعرش را نپسندیم، نمیتوان انگ تکرار را به آن زد.

با عنوان فرعی و مذموم ِ نگاهی به مجموعه شعر اسطبل از داریوش معمار
فریاد ناصری
منتشر شده در روزنامه شرق
گمانام لازم نباشد که بگویم این یادداشت حرفهای مختصری دارد در حد یک نگاه کلی به مجموعه شعر تازهی داریوش معمار، به "اسطبل" حالا چرا اسطبل و اصطبل نه؟ اس و اسب، اص و اسب؟این کتاب از سه دفتر شکل گرفته که هر دفتری تفاوتهای مفهومی و فضایی و تا حدودی زبانی خاص خودش را دارد. در دفتر اول شعرها بیشتر در فضایی عاشقانه نوشته شدهاند و زبان نسبت به فضا گردناش را نازک کرده مثل مو تا حرفها خودشان را به کرسی بنشانند.
معمار ، داریوش . اسطبل ( مجموعه ی شعر )
تهران : نشر چشمه ، ۱۳۹۰ ، 102 ص ، 2600 تومان
فهيمه غني نژاد
منتشر شده در روزنامه فرهنگ آشتي
داریوش معمار را درآخرین مجموعه ی شعرش اسطبل ، آرام یافتم . آرام تر ازکمی پیش تر، مثلا در مرگ در ساحل آمونیاک[1] ، که با هراس می گفت :
در بازی بازی با نور که می کنم /شب است همیشه گویید/و چند لحظه ی دیگر کسی به طرز مشکوکی کشته می شود .../در بازی بازی که می کنیم /می دانم /جنگ است و مرگ یکی از ما حتمی ست (ص 60 )
نگاهی به مجموعه شعر اسطبل
اسطبل، داریوش معمار-نشر چشمه/ ۱۳۹۰
رضا حيراني
منتشر شده در روزنامه فرهیختگان
عنوان کتاب جدید داریوش معمار در نگاه اول مخاطبی که با پیش داوری و پیش زمینهی قبلی از شعر به سراغ کتاب آمده را پس میزند. چرا که او تلاش دارد تکلیف خویش را با مخاطبانش از همان گام اول مشخص کند. بدیهیست که عنوان «اسطبل» دهن کجی به زیباشناسی تثبیت شدهی ذهن مخاطب شعر معاصر است. اما مسئله اینجاست که آیا اشعار داخل کتاب توانستهاند از این فرصت آشنازدایی بهره مورد نظر شاعر را ببرند یا خیر.
حامد رحمتي
نگاهي به مجموعه شعر اسطبل-۱۳۹۰-نشر چشمه-داريوش معمار
منتشر شده در مجله خوانش
مجموعه شعر جدید داریوش معمار با عنوان اسطبل از سوی نشر چشمه منتشر شد این کتاب در ادامه دو کتاب اخیر معمار است البته با زبانی قابل قبول و رویکردهای شاعرانه ای که نمی توان به سادگی از آن رد شد زیرا ساده نویسی و نگاه وِیژه ای که در اغلب شعرها از نظر می گذرد بیشتر ماهیت زیباشناختی دارند تا کارکرد های تکنیکی ، شاعر به بازنمود و آنیت های شاعرانه ای می اندیشد که التذاذ خوانش متن را سریعا به ذهن خواننده متبادر کند و در اجرای آن بسیار موفق عمل می کند از این رو مولف در طی این سال ها توانسته به تجارب موثری دست یازد، اگر بخواهیم یک مقایسه اجمالی در آثار معمار داشته باشیم با جرات می توان کتاب اسطبل را در کارنامه این مولف جوان متفاوت نام نهاد.
علیرضا فراهانی
نگاهی به مجموعه شعر « اسطبل » از داریوش معمار
منتشر شده در روزنامه روزگار
وجود ماهیت تجربه به عنوان یکی از مشخصه های ذاتی شعر هر دوره ای غیرقابل انکار است . زیرا اگر شعر را هنری برآمده از بطن اتفاقات و حوادث زندگی و درگیری روح و ذهن با آنها قلمداد کنیم ، شاعر کسی است که مستقیما از حاصل تجربیات بدست آمده از اتفاقات و حوادث پیرامون زندگی خود در جهت خلق آثار خود استفاده می کند . آنچه که شاعر را وادار به نوشتن می کند وجود میل شریک کردن این تجربیات با دیگری در ضمیر او است .

سعيد باجواند
اسطبل (مجموعه شعر )- داریوش معمار – نشرچشمه – تهران - چاپ اول زمستان 1389 . تهران:
منتشر شده در روزنامه روزگار
اسطبل ، مجموعه ی شعرهای داریوش معمار را در سه دفتر عرضه می کند .دفتراول با این شناسه : " نور آبی اتاق عمل !/خواهش می کنم شکمم را سریع تر پاره کن /دمپایی ابری ام را بده /با رویاقدمی بزنم /"(ص11)دفتر دوم با این سرآغاز : "جنگ ،جنگ !/ما همچنان به زندگی ادامه می دهیم /" (ص 45). ودفتر سوم با این عنوان ماندنی : "روایت کند از لوح محفوظ ،که هیچ چیز /عزیز تر از محبت آن نیست /و/.../"(ص 57 ) این سه دفتر از فضاهای گوناگونی شکل گرفته اند واگر بگویم هر کدام می توانند دفتری مستقل را شکل دهند پر بیراه نگفته ام . از نظر حجم ،شعرهای دفتراول کوتاه ترند وشعرهای دفتر سوم به مراتب بلندتراز بقیه ی سروده هاهستند . لحن کلام در شعرهای عاشقانه، لحنی اساطیری است . با کلماتی که ضرباهنگ وتشخص ویژه ای می یابند .

آرش قلعه گلاب
تهران:اصطبل،داريوش معمار، چشمه،1389.
منتشر شده در مجله نوشتا
منتشر شده در روزنامه اطلاعات
آرزو کردم،اسطبل بودم/تنها اسبها را در من نگه می داشتند./نه سوار میشدم /نه سواری می دادم.../شعر فوق با نام "فحش!"اولین شعر از دفتر اول مجموعه شعر شاعر است که در سه دفتر و با سرایش پنجاه ودو شعر منتشر شده .آن چه در این سه دفتر شعری ، شاعر در پی بیان هستی خود و شعرش آن را بيان كرده به حتم قابل انفکاک ذهنی و عینی است، آنچنان که با رصد مخاطب در لابیرنت های این اشعار ، می توان به این انشقاق رسید و از مراتب روحی و روانی شاعر و صور خیال و هستی شعر او در آنها گذشت و محظوظ شد . نگارنده نیز با همین نگرش وسیر سه دفتر شعری شاعر در اين مجموعه ، به دنبال خوانشی خود تلقیگرانه از این اشعار ، بررسی خویش را طرح كرده است .

آرش نصرتاللهي/ فروردين 90
نگاهي به مجموعه شعر «اسطبل» نوشتهي داريوش معمار/ نشر چشمه/ چاپ اول: زمستان 1389
منتشر شده در روزنامه روزگار
منتشر شده در سایت جن و پری
در روزهاي پاياني دههي 80 شمسي، مجموعه شعر ديگري از داريوش معمار با عنوان «اسطبل» توسط نشر چشمه به بازار نشر آمد كه تا حد زيادي المانهاي مورد اشارهام در شعر امروز را دارا است. در اين نوشتار تلاش دارم به چند مورد از مواردي اشاره كنم كه در نوشتههاي ديگر در خصوص ويژهگيهاي شعر امروز ايران عنوان كردهام و البته به مواردي كه به شعر معمار در اين مجموعه آسيب ميرساند نيز خواهم پرداخت.